ميرزا محمد حيدر دوغلات
417
تاريخ رشيدى ( فارسي )
در آن زمان بود ، به اتفاق روايت كردند و يقين مىدانم كه به مرور دهور و گردش سنين و شهور كه از صحايف روزگار رقم هستى اهل اين زمانه محو گردد ، اين حكايت مثل سرگذشت پيشينيان كه بر ما ( 188 ر ) در نظر مطالعان اين تسويد منظور گردد ، مقرّر را نسبت به مبالغه و منسوب به تجاوز حد مىكنند . معاذ اللّه ، ثم معاذ اللّه ، چون در صدق اين بنده را هيچ اشتباهى نيست . فلاجرم به تحرير آن رجوع مىرود . ملتمس از ناظران اين مسوده آن است كه به عين رضا منظور گردانند و به صدق و صفا اصغا نمايند ، و آن امر بعيد التصديق اين است كه چون خبر توجه خان را به كاشغر ، ميرزا ابابكر شنود ، « 1 » قلعه قديم كاشغر را مدت مديد بود كه ويران ساخته بود ، مضافات كاشغر را نيز ويران كرده مردم را به خانه كوچ به ياركند برده ، بعضى مواضع را مزروع كرده بود . چون خبر توجه خان مجذوم به شد ، بلندتر از قلعه كاشغر در كنار جر آب تيمن « 2 » قلعه بنا فرموده ، بنده آن قلعه را به كرات در نظر مساحت آوردهام ، تخمينا كما بيش پنجاه جريب باشد و بلندى قلعه به گز متاع ، 336 در بعضىها بيست گز باشد و گرد برجهاى عالى ضخيم « 3 » در هر ضلع او زياده از از سى گز ، گرد برج بيشتر يا كمتر بوده باشد ، « 4 » و در بالاى فصيل در اكثر جا چهار سوار مىتواند رفت . قلعه به اين استحكام عالى و عريض را در هفت روز به اتمام رسانيد و اين امر از عجايب امور است . ضوابط و روابط ميرزا ابابكر كه سابقا مذكور شده است ، اين حكايت شاهد عدل است . چون سخن اينجا رسيد « 5 » اگر در شرح اوضاع ممالك كاشغر خوضى نرود در بعضى تقريرات مطالعان را شبهتى دست دهد ، خصوصيات واقعات نيك خاطر نشان نشود . « 6 » گفتار در شرح اوضاع كاشغر كاشغر از شهرهاى 337 قديم مشهور است . در قديم الايام سلاطين كاشغر از نسل
--> ( 1 ) . نگ : - اين امر به تواتر ثابت . . . شنود . ( 2 ) . نگ : تومن . ( 3 ) . نب : زخيم . ( 4 ) . نگ : - گرد برج . . . باشد . ( 5 ) . نگ : + لازم است ذكرى از كاشغر به ميان آيد فصل چهلم . ( 6 ) . نگ : - اگر در شرح . . . نشود .